دو آپدیت مهم گوگل درباره محتوا در یک روز؛ محتوای اصلی صفحه چیست؟ با هوش مصنوعی چه کنیم؟

گوگل در ۱ اکتبر ۲۰۲۶ دو راهنمای مهم مربوط به تولید محتوا را به‌روزرسانی کرد؛ راهنمای «محتوای مفید، قابل اعتماد و مردم‌محور» و راهنمای استفاده از محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی. این تغییرات بیشتر از اینکه موارد جدید در الگوریتم های گوگل برای سئو، یا چند «فاکتور رتبه‌بندی جدید» باشند، توضیح می‌دهند گوگل کیفیت محتوای ...

2 آپدیت جدید گوگل در یک روز | تکلیف محتوای هوش مصنوعی چیست؟
[rt_reading_time] دقیقه
0 دیدگاه
ایده پرداز

گوگل در ۱ اکتبر ۲۰۲۶ دو راهنمای مهم مربوط به تولید محتوا را به‌روزرسانی کرد؛ راهنمای «محتوای مفید، قابل اعتماد و مردم‌محور» و راهنمای استفاده از محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی.

این تغییرات بیشتر از اینکه موارد جدید در الگوریتم های گوگل برای سئو، یا چند «فاکتور رتبه‌بندی جدید» باشند، توضیح می‌دهند گوگل کیفیت محتوای یک صفحه را چطور می‌بیند و هنگام استفاده از هوش مصنوعی چه چیزهایی برایش مهم است.

محتوای اصلی صفحه از نظر گوگل چیست؟

محتوای اصلی صفحه از نظر گوگل چیست؟

یکی از بخش‌های مهم راهنمای جدید، تعریف دقیق‌تر Main Content یا همان محتوای اصلی صفحه است. تعریف ساده‌اش این است: هر بخشی از صفحه که مستقیما به هدف اصلی صفحه کمک کند، می‌تواند جزو محتوای اصلی باشد. این محتوا فقط متن نیست. گوگل مواردی مثل متن و تصاویر و ویدیو، ابزارهای تعاملی، محتوای تولیدشده توسط کاربران، اطلاعات داخل تب‌ها و حتی عنوان‌ها و هدینگ‌های صفحه را هم در این دسته قرار می‌دهد؛ البته به شرطی که واقعا در رسیدن صفحه به هدفش نقش داشته باشند.

مثلا در یک سایت آشپزی، دستور پخت و عکس یا ویدیوی مراحل آشپزی بخشی از محتوای اصلی هستند.

در یک صفحه ماشین‌حساب وام، خود ماشین‌حساب می‌تواند محتوای اصلی باشد؛ نه اینکه یک ابزار کاربردی بسازیم و بعد زیر آن دو هزار کلمه متن اضافه کنیم که فقط برای گرفتن ورودی گوگل نوشته شده است.

در یک فروشگاه هم مشخصات فنی محصول که داخل تب «مشخصات» قرار گرفته، صرفا به خاطر اینکه از ابتدا دیده نمی‌شود، از محتوای اصلی خارج نمی‌شود.

بنابراین پنهان بودن محتوا در تب یا بخش بازشونده، به‌تنهایی آن را کم‌ارزش نمی‌کند. چیزی که مهم است این است که آن بخش چقدر در رسیدن صفحه به هدفش نقش دارد. خود سیاست‌های اسپم گوگل هم استفاده از تب، آکاردئون و اسلایدشو برای نمایش و پنهان‌کردن محتوا را ذاتا خلاف سیاست نمی‌داند.

گوگل کیفیت محتوای اصلی را با چهار چیز می‌سنجد

گوگل کیفیت محتوای اصلی را با چهار چیز می‌سنجد

در توضیح مربوط به ارزیابی کیفیت Main Content، چهار ویژگی مشخص شده است: تلاش، اصالت، مهارت و دقت. این موارد از دستورالعمل‌های ارزیابی کیفیت جست‌وجوی گوگل آمده‌اند.

۱. تلاش

تلاش فقط به این معنی نیست که نویسنده یا دیجیتال مارکتر، چند ساعت برای نوشتن مقاله وقت گذاشته باشد.

گوگل می‌گوید میزان کاری که انسان برای ساخت محتوا یا حتی ساخت سیستمی که محتوا را تولید می‌کند انجام داده، اهمیت دارد. این تلاش می‌تواند نوشتن تحلیل اختصاصی، ترجمه دستی، تهیه داده، ساخت ابزار یا توسعه قابلیت اختصاصی باشد.

در مقابل، ساخت تعداد زیادی صفحه با یک فید یا ابزار خودکار و انتشار آن‌ها بدون بررسی و ویرایش انسانی، نمونه‌ای از تلاش کم است. همچنین اینکه پایین مطلب چند منبع درج کنیم، جای تلاش و ارزش واقعی را نمی‌گیرد.

مثلا فرض کنید سایتی قیمت محصولات را از یک فید دریافت می‌کند. اگر فقط همان اطلاعات خام را روی صدها صفحه نمایش دهد، ارزش زیادی اضافه نکرده است. اما اگر همان سایت در کنار قیمت، نمودار تغییرات، مقایسه با ماه قبل، اطلاعات تکمیلی و توضیح قابل استفاده برای کاربر ارائه کند، کار بیشتری برای ساخت یک تجربه مفید انجام شده است.

پس «تلاش» فقط تعداد کلمات نیست؛ کاری است که واقعا برای ساختن یک صفحه مفید انجام شده است.

مثال ضعیف

فرض کن یک فروشگاه اینترنتی ۵۰۰ محصول دارد و برای همه محصولات فقط اطلاعات فید تأمین‌کننده را می‌کشد:

نام محصول: فلان گوشی
قیمت: ۲۵ میلیون
حافظه: ۲۵۶ گیگ
رنگ: مشکی

همین اطلاعات بدون بررسی یا ارزش دیگری روی ۵۰۰ صفحه قرار گرفته است.

مثال قوی

همان فروشگاه علاوه بر اطلاعات پایه، برای محصولات اطلاعات واقعی خودش را اضافه کرده:

این گوشی در سه ماه گذشته بین ۲۲ تا ۲۶ میلیون قیمت داشته.
در تست داخلی فروشگاه، شارژدهی آن در استفاده معمول حدود یک روز بوده.
در مقایسه با مدل قبلی، دوربین اصلی بهتر شده ولی وزن دستگاه بیشتر است.

اینجا صرفا داده خام نمایش داده نشده؛ برای ساخت صفحه کار و بررسی واقعی انجام شده.

این دقیقا با توضیح گوگل درباره Effort هم‌راستاست: تلاش می‌تواند در تولید تحلیل اختصاصی، ترجمه دستی، ساخت قابلیت اختصاصی یا کاری که پشت سیستم تولید محتوا انجام شده باشد؛ صرفِ منبع‌دهی جای تلاش را نمی‌گیرد.

 

۲. اصالت

محتوا باید چیزی برای ارائه داشته باشد که صرفا تکرار چیزهایی که در سایت‌های دیگر وجود دارند نباشد. این چیز جدید می‌تواند داده اختصاصی، نتیجه یک تست واقعی، تجربه دست اول، تحلیل متفاوت یا اطلاعاتی باشد که در صفحات مشابه پیدا نمی‌شود.

برای همین، بازنویسی چند نتیجه اول گوگل و کنار هم گذاشتن همان اطلاعات، به‌خودی‌خود نشانه یک محتوای اصیل نیست. حتی اگر متن کاملا با جمله‌بندی جدید نوشته شده باشد، باز هم ممکن است چیزی به اطلاعات موجود اضافه نکرده باشد.

مثال ضعیف

فرض کنید مقاله‌ای درباره:

«بهترین هاست برای وردپرس»

نوشته شده است.

۱۰ نتیجه اول گوگل بررسی شده و تقریبا همان مشخصات دوباره نوشته شده است:

هاست اول سرعت خوبی دارد.
هاست دوم پشتیبانی خوبی دارد.
هاست سوم قیمت مناسبی دارد.

در نهایت اطلاعاتی که کاربر می‌بیند تقریبا همان چیزهایی است که قبل از ورود به سایت نیز وجود داشته است.

مثال قوی

همان مقاله با یک داده اختصاصی نوشته شده است:

سه سرویس هاست با یک سایت وردپرسی مشابه بررسی شده‌اند.
نتیجه تست سرعت، زمان پاسخ سرور، مصرف منابع و رفتار سایت هنگام افزایش همزمان درخواست‌ها ثبت شده است.

حالا صفحه یک چیزی دارد که صرفا با خواندن ۱۰ نتیجه اول گوگل به دست نمی‌آید.

گوگل در بخش Originality دقیقا روی ارائه اطلاعات یا دیدگاهی تأکید می‌کند که در صفحات دیگر به همان شکل موجود نیست.

۳. مهارت

سومین مورد، نشان دادن مهارت لازم برای ساخت یک تجربه رضایت‌بخش است. این مهارت می‌تواند در شکل‌های مختلف دیده شود: متن واضح و خوب نوشته‌شده، ویدیوی باکیفیت، یک ابزار که درست کار می‌کند یا محتوایی که به‌خوبی اجرا شده است.

نکته جالب این است که گوگل نمی‌گوید همه محتواها باید توسط متخصص نوشته شوند. مثلا برای تعریف تجربه شخصی، الزاما مدرک تخصصی لازم نیست. چیزی که اهمیت دارد این است که محتوا یا قابلیت صفحه، برای هدف خودش به‌درستی ساخته شده باشد.

مثال ضعیف

یک سایت مقاله‌ای درباره:

«چطور سرعت سایت وردپرسی را افزایش دهیم؟»

منتشر کرده است، اما:

  • دستورها مبهم‌اند.
  • کدها اشتباه‌اند.
  • تصاویر با توضیحات هماهنگ نیستند.
  • بعضی روش‌ها روی نسخه‌های جدید وردپرس دیگر کاربرد ندارند.
  • کاربر بعد از خواندن مقاله نمی‌داند دقیقا چه کاری انجام دهد.

مثال قوی

مقاله همان موضوع را مرحله‌به‌مرحله توضیح می‌دهد:

۱. وارد این بخش شوید.
۲. این گزینه را فعال کنید.
۳. نتیجه باید شبیه این باشد.

در کنار آن اسکرین‌شات واقعی، توضیح خطاهای احتمالی و روش برگرداندن تنظیمات نیز وجود دارد.

اینجا مهارت در نحوه ارائه و اجرای محتوا خودش را نشان می‌دهد، نه صرفا در استفاده از کلمات تخصصی.

گوگل نیز مثال‌هایی مثل نوشتار واضح، ویدیوی خوب و ابزارهایی که درست کار می‌کنند را در همین بخش آورده است.

 

۴. دقت

محتوای اطلاعاتی باید از نظر factual درست باشد.

این موضوع برای حوزه‌هایی که می‌توانند روی سلامت، وضعیت مالی، امنیت یا زندگی افراد اثر جدی بگذارند، حساس‌تر است. گوگل در این حوزه‌ها بر دقت بسیار بالا و هماهنگی با نظر کارشناسی تثبیت‌شده تاکید می‌کند.

مثلا مقاله‌ای درباره مالیات که هنوز نرخ‌های قدیمی را دارد، یا صفحه‌ای درباره دارو که مقدار مصرف اشتباه نوشته، صرفا به خاطر اینکه متن مرتب و طولانی دارد، محتوای باکیفیتی محسوب نمی‌شود.

مثال ضعیف

یک سایت مقاله‌ای درباره:

«مالیات بر ارزش افزوده»

دارد.

اما نرخ‌ها و قوانین مربوط به سال قبل هستند و مقاله هنوز همان اطلاعات قدیمی را نمایش می‌دهد.

یا مثلا مقاله‌ای درباره یک خطای فنی وردپرس می‌گوید:

برای حل مشکل، این فایل را حذف کنید.

در حالی که انجام این کار در نسخه فعلی می‌تواند مشکل دیگری ایجاد کند.

مثال قوی

سایت:

  • اطلاعات را از منبع رسمی بررسی کرده،
  • تاریخ آخرین بررسی را مشخص کرده،
  • تغییرات جدید را اعمال کرده،
  • و در موضوعات حساس از نظر متخصص یا منبع معتبر استفاده کرده است.

گوگل برای صفحات اطلاعاتی روی درست‌بودن factual اطلاعات تاکید می‌کند و برای موضوعات YMYL، سطح بسیار بالاتری از دقت و هماهنگی با نظر کارشناسی را مطرح می‌کند.

مقالات مشابه: Multimodal Search در سرچ کنسول

 

یک نکته مهم‌تر: گوگل فقط خود متن را نگاه نمی‌کند

راهنمای جدید Helpful Content بخش دیگری هم دارد که با این بحث ارتباط مستقیم پیدا می‌کند: «Who، How و Why».

Who یعنی مشخص باشد چه کسی محتوا را ساخته است. گوگل توصیه می‌کند وقتی وجود نام نویسنده برای یک محتوا منطقی است، اطلاعات نویسنده و سابقه مرتبط او به‌صورت واقعی مشخص باشد. ساختن نام جعلی، مدرک جعلی یا حتی پروفایل ساختگی برای اینکه محتوا تخصصی‌تر به نظر برسد، از نظر گوگل نوعی فریب است.

How یعنی تا حدی که برای مخاطب منطقی و قابل انتظار است، مشخص باشد محتوا چطور ساخته شده. این موضوع فقط درباره هوش مصنوعی نیست و مثلا در بررسی محصولات هم می‌تواند شامل توضیح درباره تعداد محصولات آزمایش‌شده، روش آزمایش و شواهد آن باشد.

و Why شاید مهم‌ترین بخش باشد: چرا این محتوا را ساخته‌اید؟

گوگل می‌گوید هدف اصلی باید کمک به کاربر باشد، نه اینکه صرفا صفحه‌ای بسازیم تا از موتور جست‌وجو بازدید بگیرد. استفاده از اتوماسیون یا هوش مصنوعی برای تولید محتوا با هدف دستکاری رتبه‌ها، با این رویکرد سازگار نیست و در صورت نقض سیاست‌های اسپم، می‌تواند مصداق سوءاستفاده باشد.

بخش دوم: گوگل درباره هوش مصنوعی چه چیزی را تغییر داده؟

راهنمای رسمی گوگل درباره استفاده از محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی هم در ۱ اکتبر ۲۰۲۶ به‌روزرسانی شد. گوگل در صفحه تغییرات مستندات می‌گوید این راهنما را با استفاده از اطلاعات Search Quality Raters Guidelines به‌روزرسانی کرده است.

اما نکته اصلی اینجاست:

گوگل نگفته استفاده از هوش مصنوعی ممنوع است.

اتفاقا خود گوگل می‌گوید هوش مصنوعی می‌تواند برای تحقیق درباره یک موضوع و ساختاربندی محتوای اصیل مفید باشد. مشکل وقتی شروع می‌شود که با هوش مصنوعی یا ابزارهای مشابه، تعداد زیادی صفحه بدون ارزش واقعی برای کاربر ساخته شود.

مشکل اصلی هوش مصنوعی، تولید انبوه بدون ارزش است

در سیاست Scaled Content Abuse، گوگل تولید تعداد زیادی صفحه با هدف اصلی دستکاری نتایج جست‌وجو و نه کمک به کاربر را سوءاستفاده از محتوای انبوه می‌داند.

این موضوع فقط به ChatGPT یا ابزارهای هوش مصنوعی محدود نیست. نمونه‌هایی که گوگل برای آن آورده شامل تولید انبوه با ابزارهای خودکار، استخراج محتوا از فیدها و نتایج جست‌وجو، ترکیب چند صفحه دیگر بدون افزودن ارزش، ساخت چند سایت برای پنهان کردن ماهیت تولید انبوه و حتی تولید صفحات بی‌معنی پر از کلمات کلیدی است.

حتی در Search Quality Raters Guidelines هم آمده که اگر تقریبا تمام محتوای اصلی یک صفحه از منابع دیگر کپی، بازنویسی، جاسازی یا با AI تولید شده باشد و تلاش، اصالت و ارزش افزوده بسیار کمی داشته باشد، صفحه می‌تواند در پایین‌ترین سطح کیفیت قرار بگیرد. در عین حال، خود استفاده از AI به‌تنهایی دلیل پایین‌کیفیت بودن محتوا نیست.

یعنی دو صفحه را در نظر بگیرید:

صفحه اول: صدها مقاله با یک قالب ثابت ساخته شده‌اند، متن‌ها تقریبا همان چیزهایی هستند که در سایت‌های دیگر وجود دارد و کسی آن‌ها را بررسی نکرده است.

صفحه دوم: نویسنده از AI برای تحقیق و نظم دادن به مطلب کمک گرفته، اطلاعات را خودش بررسی کرده، تجربه یا تحلیل واقعی اضافه کرده و متن نهایی را ویرایش کرده است.

هر دو ممکن است در ساخت خود از AI استفاده کرده باشند، اما چیزی که گوگل روی آن تاکید می‌کند کیفیت، دقت، اصالت و ارزشی است که در نهایت به کاربر می‌رسد.

یک تفاوت مهم: هوش مصنوعی فقط متن تولید نمی‌کند

گوگل در این راهنما تاکید کرده که بررسی محتوای تولیدشده با AI فقط به متن مقاله محدود نمی‌شود.

عنوان صفحه، توضیحات متا، داده‌های ساختاریافته و متن جایگزین تصاویر هم باید بررسی شوند، چون ممکن است در نتایج جست‌وجو دیده شوند. بنابراین اگر هوش مصنوعی برای صدها محصول عنوان، توضیحات یا Alt Text ساخته، اشتباه‌های همان بخش‌ها هم باید بررسی شوند.

یک نکته مهم در راهنمای گوگل این است که مدل‌های مولد، هنگام تولید پاسخ، مثل یک موتور جست‌وجو به دنبال «واقعیت» نمی‌گردند. آن‌ها بر اساس چیزی که از داده‌های آموزشی خود یاد گرفته‌اند، پیش‌بینی می‌کنند بعد از کلمات قبلی چه کلمه‌ای محتمل‌تر است.

به همین دلیل ممکن است یک پاسخ کاملا روان، منطقی و حتی با اطمینان زیاد تولید شود، اما بخشی از آن واقعیت نداشته باشد. مثلا از یک مدل درباره یک قانون خاص سؤال می‌کنید و مدل شماره ماده‌ای را اعلام می‌کند که اصلا وجود ندارد. این اتفاق همان چیزی است که به آن توهم هوش مصنوعی (Hallucination) می‌گویند.

برای سایت‌های فروشگاهی هم یک نکته فنی مشخص وجود دارد: گوگل به سیاست‌های Merchant Center اشاره می‌کند که طبق آن تصاویر تولیدشده با AI باید متادیتای مشخص IPTC داشته باشند و داده‌های محصولی مثل عنوان و توضیحات تولیدشده با AI نیز باید به‌صورت جداگانه و با برچسب مربوط ارسال شوند.

این دو تغییر چه ارتباطی با هم دارند؟

در واقع دو سند دارند درباره یک موضوع از دو زاویه متفاوت صحبت می‌کنند. راهنمای هوش مصنوعی می‌گوید استفاده از ابزار مهم‌ترین مسئله نیست؛ نتیجه‌ای که تولید می‌کنید باید دقیق، مرتبط و ارزشمند باشد و تولید انبوه بدون ارزش می‌تواند مشکل‌ساز شود.

راهنمای Helpful Content هم دقیق‌تر توضیح می‌دهد کیفیت آن محتوای اصلی را چطور باید نگاه کرد: تلاش، اصالت، مهارت و دقت.

به زبان ساده، سوال گوگل بیشتر این است:

«این صفحه برای کاربر چه ارزشی دارد و چه کاری واقعا برای ساختنش انجام شده؟»

نه اینکه:

«آیا این متن را انسان نوشته یا هوش مصنوعی؟»

پس تکلیف صاحب سایت چیست؟

لازم نیست فقط به خاطر استفاده از AI وحشت کنید یا همه محتوای سایت را حذف کنید.

چیزی که باید بررسی شود این است که هر صفحه واقعا چه چیزی به کاربر می‌دهد.

آیا اطلاعاتی در آن هست که صرفا بازنویسی مطالب موجود نباشد؟

آیا اطلاعات مهمش بررسی شده‌اند؟

آیا تجربه، داده، تحلیل یا ارزش واقعی به صفحه اضافه شده؟

آیا نویسنده و مسئولیت تولید محتوا برای کاربر روشن است؟

آیا ابزارها و بخش‌های تعاملی صفحه واقعا کار می‌کنند؟

و مهم‌تر از همه، آیا این صفحه اگر اصلا گوگلی وجود نداشت باز هم برای مخاطب سایت ارزش انتشار داشت؟

خود گوگل هم توصیه می‌کند محتوا در درجه اول برای مردم ساخته شود و SEO زمانی مفید است که روی چنین محتوایی اعمال شود، نه اینکه تمام فرایند تولید محتوا از ابتدا با هدف گرفتن بازدید از موتور جست‌وجو طراحی شده باشد.  اگر به این دست از مقالات علاقه‌مند هستید، حتما به وبسایت ایده پرداز، نگاهی داشته باشید.

منابع

Google Search Central – Latest documentation updates مشاهده صفحه تغییرات مستندات گوگل

Google Search Central – Creating helpful, reliable, people-first content مشاهده راهنمای محتوای مفید گوگل

Google Search Central – Guidance on using generative AI content مشاهده راهنمای استفاده از محتوای هوش مصنوعی

2 آپدیت مهم گوگل در یک روز شهرام سئو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *